جزئیات
دانلود Docx
بیشتر بخوانید
در جهان فیزیکی، شاید ببینید که یک 'استاد' این رنج و آن رنج را تحمل میکند، بیمار میشود، مورد تمسخر قرار میگیرد، تحقیر میشود، نفرین میشود، بهناحق متهم میشود و همهگونه چیزها. اما این هیچ است، همهٔ اینها هیچ اند، در مقایسه با آنچه یک 'استاد' باید همزمان یا در زمانهای دیگر، در جهان نامرئی هم تحمل کند. بسیار خب. خب، بسیاری از افراد میگویند میخواهند استاد شوند، پس اندکی از اینها را به شما میگویم درصورتیکه بخواهید تجدید نظر کنید. و برخی از بهاصطلاح شاگردانم فقط وارد گروه میشوند، به همه تئوری، سخنان و دستورالعملها گوش میدهند، اندکی برکت میگیرند یا حتی نمیگیرند، چون بسیار دلمشغول و جاهطلباند و سپس کمی بعد بیرون میروند و اعلام میکنند که فلان 'مادام' استاد یا بهمان 'موسیو' استاد هستند و از این عنوان و این دانش اندک برای منفعت و شهرت استفاده میکنند یا از دارایی و احساسات مردم سوءاستفاده کرده و آزار فیزیکی و جنسی شرورانه میکنند حتی به نوجوانان بسیار کمسن و آسیبپذیر! این بزرگترین گناهی است که میتوانید مرتکب شوید و آن را در جهنم خواهید دید. صرفا چون هر استادی یا من به شما تشرف دادهام، نمیتوانید هر کاری انجام دهید که خلاف 'قانون کائنات' یا حتی [خلاف] قانون این قلمروی مادی باشد. زیرا تشرف، آن دستورالعمل شفاهی نیست، بلکه قدرتِ نشاندادن و هدایتِ روحها به نورِ خداست، تا تاریکی زدوده شود آن در زمانِ تشرفِ در سکوت است، تا انسانها از دوزخ نجات یابند، تا بسیاری از خویشاوندانِ تشرفیافتگان رستگار شوند، بسیاری از نسلهای آنها از دوزخ، به بهشتها عروج داده میشوند، از زندگیِ فیزیکی آنها مراقبت میشود درحالیکه آنها همچنان میتوانند همزمان از بهشتها دیدار کنند و غیره... و غیره... پس، شما [اساتید قلابی] از سرِ طمع، فقط ظاهر استادِ حقیقی را تقلید میکنید، اما هیچ قدرتِ الهی از خداوند درون ندارید. آنگاه شیاطین از هویتِ جعلیِ شما و طمعِ شما برای داشتن شهرت و منفعت، استفاده میکنند تا شما را گمراه کنند، و به خودتان و افراد آسیبپذیر زیان میرسد. هر دوطرف بردهٔ شیاطین خواهند شد و به افراد بیشتری آسیب خواهند زد!!! "سختترین عذابِ جهنم در دوزخِ ابدی در انتظار شماها است!!!" 'پادشاه کارما' همه را ثبت میکند، و شما ۱۰ هزار برابر، یا یک میلیون برابر، یا تا ابد، برای آنچه با پیروان آسیبپذیر و بیگناه کردید، تاوان خواهید داد. قبلا شاید با جزئیات کمتر به شما گفتم، با شدت کمتر، اما باید بدانید - کارما هرگز کسی را نمیبخشد. 'استاد بابا ساوان سینگ جی مهاراج' به پیروانش گفت متشرفین بسیاری به جهنم رفتند و در جهنم ماندند. تنها من نیستم که چنین چیزهایی برای ترساندن شما یا برای دلیل دیگر میگوید. چه فایدهای دارد؟ ترساندن شما چه سودی برای من دارد؟ چه به دست میآورم؟ فقط اینکه اگر از قبل نسبت به من نفرت داشتید، نفرتتان بیشتر میشود. لطفاً از من متنفر نباشید. از آن هیچ سودی نمیبرید. من هیچ چیزی از دست نمیدهم. شاید کمی از اعتبارم اینجا و آنجا، اما آن برای من هیچ اهمیتی ندارد. من اهمیتی نمیدهم. اکنون تنها در این جنگل با درختان کهنسال زندگی میکنم آنها هرگز به من صدمه نمی زنند، و بسیاری از درختان اینجا در 'سطح پنجم' هستند. و شما، اکنون کجا هستید؟ بهعنوان انسانهایی که توانایی، هوش دارید و قابلیت ساخت آسمانخراشها، خانهها را دارید، و ابزارهای شگفتآوری دارید برای رفتن به ماه، مریخ، زهره یا هرجا که بخواهید. و میتوانید پدیدههایی که حتی بیش از ۱ میلیون سال نوری دورتر از زمین هستند را ببینید. اما از نظر معنوی کجا هستید؟ از خودتان بپرسید و ببینید چه میکنید. حتی اگر در جنگ پیروز شوید یا ببازید، چیزی به دست نمیآورید. فقط کمی پول بیشتر، چند خانهٔ بیشتر، چند خودروی بیشتر، چند محافظ بیشتر و ترس بیشتر که ترور تان کنند؟ و بهرحال تا چه مدت آنها را نگه خواهید داشت؟ تا چه وقت؟ درست مانند آقای پوتین، او برای کشورش خیلی خوب بود و با اشخاص-حیوان خوب بود و این چیزها. چنین شخصی که ظاهراً مانند یک فرد مهربان به نظر میرسید، ناگهان به کشور دیگری یورش برد و هرگونه کار نامعقول و جنایتبار کرد و این برایش کارمای بسیار بسیار بد و جهنمی به همراه میآورد. به شما میگویم، شما، هر کسی که در حال حاضر در نقشِ آقای پوتین هستید، اگر دست بردارید، اگر توبه کنید، و صلح ایجاد کنید در طول ۱۲ روز از حالا، قول میدهم نجاتتان دهم، روحتان را نجات دهم. و این را با خداوند بعنوان شاهد، به نام حضرت عیسی، با همهٔ قدیسان و فرزانگان بعنوان شاهدان، و با همهٔ مردم جهان بعنوان شاهد میگویم. پس این یک قول راستین است. نه فقط درمورد آقای پوتین، بلکه هر یک از شما که اخیرا بدون دلیل موجهی جنگ به راه میاندازید، من با رحمت خداوند، از قدرتم برای بخشیدن شما و نجات روحهایتان استفاده خواهم کرد از آن هولناک ترین جهنم که در انتظار است و هیچکس نمی تواند آنرا تصور کند. می دانم که با گفتن این حقیقت به شما، امنیت خود را به خطر می اندازم. ولی بخاطر همه قربانیان جنگ، این را گفتم. بسیاری از جنگ طلبان دیگر رفته اند- برخی در جهنم اند، و برخی از صحنهٔ سیاست کنار رفتهاند. لطفا برای محافظت از خود، رفتن به سمت صلح را درنظر بگیرید قبل از اینکه خیلی دیر شود! حتی اگر مستقیماً در نقش رهبرِ اصلیِ جنگ نباشید، اما رهبران را به جنگ تشویق کنید، برای کشورها داستانسازی کنید تا جنگ به راه بیندازند، یا جنگ را تحریک کنید، و با خودنمایی دربارۀ سلاحها برای فروش، شرایطی ایجاد کنید که به جنگ دامن بزنید، یا با ظلم و سرکوب شدید، شهروندان خود را بدون هیچ دلیل موجه بکشید یا زندانی کنید، بهگونهای که از درون یا بیرون به جنگ منجر شود، شما نیز در همان دستهٔ جنگافروزان هستید و پاداشِ عذابآورِ جهنم را دریافت خواهید کرد!!! ستمگرانه سرکوب کردن، قلدری و شکنجهٔ مردم خود یا ملتهای دیگر نیز نوعی جنگافروزی، تحریک جنگ و ایجاد زمینه برای جنگ محسوب میشود؛ زیرا کشورهای دیگر نمیتوانند رنج آنان را نادیده بگیرند و آن قربانیان درخواست کمک میکنند، و این میتواند به درگیری منجر شود، که نتیجهاش نیز، قطعاً جهنم خواهد بود. شما هرگز نمیتوانید تصور کنید آن رنج [در جهنم] چگونه است. هیچکس نمیتواند. به همین دلیل انسانها به گناه ادامه میدهند، چون از پیامدهای آن آگاه نیستند!! پس همه شما رهبران، دوباره فکر کنید قبل از اینکه یک جنگ دیگر به راه بیندازید که به مردم صدمه میزند، به مردم بیگناه، زنان، بچه ها، سالمندان. و بدترین صدمه ای که میزنید به خودتان است. آنرا متوقف کنید. همین الان توبه کنید. همین الان صلح ایجاد کنید. [...] همهٔ پولی که برای جنگ و سلاح هدر میرود، آنرا استفاده کنید برای کمک به هممیهنان تان، کمک به شهروندان دیگر دنیا. آن برایتان 'بهشتهای' جاودان به ارمغان میآورد. زیرا حتما در [زندگی]گذشته کارهای بزرگی کرده اید که در این زندگی بهعنوان رهبران انسانها مورد تکریم قرار میگیرید. تصور کنید اگر کارهای خوبی برای فرزندان خدا انجام دهید، چقدر بیشتر در اینجا و بعداً در 'بهشتها' تکریم خواهید شد. آنچه به همهٔ شما میگویم حقیقت است. من شخص سیاسیای نیستم. برایم مهم نیست. هیچچیز سیاسیای را دوست ندارم. فقط بهخاطر انسانها، رنج آنهاست که باعث درد من می شود، به این خاطر همهٔ اینها را به شما میگویم. یا اگر قبلتر یا پساز این، دربارهٔ رنج جنگ چیزی بیشتر بگویم و از شما بخواهم دست بردارید، برای اینست که قلبم درد میگیرد برای همهٔ مردمی که از جنگهایی که شما راه میاندازید درد میکشند. و با گفتن آن چیزها، جان و امنیت خود را به خطر میاندازم. اگر برای فرزندان خدا کارهای خوب انجام دهید، شما حتی پادشاهان 'بهشتها' خواهید شد، زیرا شما الان به بالاترین جایگاه در جهان [فیزیکی] منصوب شدهاید. هیچکس در جهان، بالاتر از شما نیست. شما رؤسایجمهور و نخستوزیران فلان و بهمان کشور، از کشورهای قدرتمند هستید و همهچیز برای شهروندان تان دارید. و آنها شما را دوست دارند، محترم میشمارند. آنها با رأی دادن به شما یا بخاطر تصمیمهای خوبی که میگیرید از شما حمایت میکنند. آنها به شما رأی دادند. از شما حمایت میکنند. شما را تشویق میکنند. از شما حفاظت میکنند. تصور کنید اگر اعمال شایسته و نیک بیشتری انجام دهید که به دیگران سود برساند؛ این دههزار برابر به شما منفعت میرساند. چه آن را ببینید چه نبینید، همهٔ حرفهای من حقیقت است. خداوند گواه من است که حقیقت را به شما میگویم. لطفاً به آن فکرکنید. به درگاه خدا دعا کنید که کمک کند آگاهتر شوید و کارهای درست انجام دهید و اجر بیشتری برای خودتان بدست آورید تا نهفقط پادشاه این کشور یا آن کشور، بلکه حتی پادشاه جهان یا 'بهشت' و 'زمین' باشید. قدرت بیشتری در مقامی بسیار باعظمت تر به شما داده خواهد شد، نه فقط رئیسجمهور این کشور یا نخستوزیر آن ملت. اما اگر همچنان برای دیگران اندوه یا گرفتاری ایجاد کنید، حتی اگر آن، کارمای خودشان باشد، رنج بسیار زیادی را در جهنم خواهید داشت. ممکن است تا ابد باشد، آنوقت حتی هیچکس نمیتواند به شما کمک کند. هیچکس نمیتواند التماس یا گریهٔ شما را بشنود. حتی شاید زمان کافی برای گریستن نداشته باشید. جهنم جایی نیست که بتوانید در آن رشوه بدهید؛ نمیتوانید از آن فرار کنید. حرفهایم را به خاطر بسپارید، همهٔ رهبران عزیز، محترم، قدرتمند و باعظمت این سیاره. قوانینی غیر از قوانین کشور شما هم وجود دارند. قضاوتهایی بالاتر از قضاوتهای کشور شما هم وجود دارند. مجازاتهایی بدتری وجود دارند از آنچه شما میتوانید در زندان برای شکنجهٔ مخالفان در کشورتان انجام دهید. بسیار خب، کارهای زیادی منتظر من هستند، اکنون سخن را کوتاه میکنیم. امیدوارم برخی از شما، همهٔ شما، به سخن صادقانه و راستین من که میتوانید آن را پند بنامید، گوش دهید تا خودتان، خویشاوندان، عزیزان و کل جهان را نجات دهید. سپاسگزارم. حالا دربارهٔ 'پادشاه مارا' صحبت میکنم. بعداز آن، از 'پادشاه مارا' پرسیدم راهی هست انسانها بتوانند از جهنم و پیامدهای بد بگریزند، راهی که انجامش برای آنها چندان دشوار نباشد. به من گفت بله، او اطلاعاتی دربارهٔ آن دارد و برخی قوانین، برخی قواعد 'کائنات' و جهان مادی را میداند. از او پرسیدم، «لطفاً به ما بگویید.» او ۱۰ قانون دارد که با شما درمیان بگذارد که شما بدانید تا انتخاب کنید که زندگی بهتری برای خودتان داشته باشید و دیگر هرگز مجبور نباشید که رنج بکشید، ازجمله دوباره بدنیا آمدن در این جهان، در یک زندگی پر رنج، یا رفتن به قلمروی زیرین که تا ابد رنجی بدتر را تحمل کنید. شمارهٔ یک. من دقیقاً همان چیزی را میگویم که او گفت، حتی اگر واژهها برایتان عجیب باشند. برای نمونه، ما میگوییم، «نکُشید»، یا «از کُشتن خودداری کنید»، اما او گفت، «عشق به نکُشتنِ بیگناهان.» آن را بسیار کوتاه یادداشت کردم، پس اگر چیزی را فقط برای فهم شما میگویم و چندان به دستور زبان توجه نکردم، لطفاً مرا ببخشید. شمارهٔ دو: «عشق به نکُشتن موجودات باادراک.» که شامل اشخاص-حیوان نیز می شود، اینرا میدانید، درسته؟ شمارهٔ سه: «عشق به همهٔ موجودات همزیست که در سیارهٔ شما زندگی میکنند.» نگفت فقط به انسانها عشق بورزید. «عشق بههمهٔموجوداتزندهٔ همزیست.» شمارهٔ چهار:«عشق به دروغ نگفتن.» در احکام ما، در گروه ما، میگوییم، «دروغ نگویید. حقیقت را بگویید.» اما او همیشه واژهٔ «عشق» را در ابتدا میآورد. شگفتانگیز است. پس شمارهٔ چهار: «عشق به دروغ نگفتن.» شمارهٔ پنج: «عشق به نابود نکردن طبیعت.» طبیعت. بله، بهنظرم جنگلها، رودخانهها، کوهها و اقیانوسها، همه آنها طبیعت هستند. «عشق به نابود نکردن طبیعت.» شمارهٔ شش: «عشق به برهنه نکردن جنگل.» این کلمات او است. به گمانم یعنی "درختان را قطع نکنید"، بهنظرم. شمارهٔ هفت: «عشق به متوقفنکردن آب روان.» اوه، به گمانم، «متوقف نکردن...» بگذارید از او بپرسم. «عشق به متوقفنکردن آب روان.» او به من گفت پروژه ای محرمانه وجود دارد. و آن پروژه آب را در برخی مناطق متوقف میکند، یا به جای دیگری منتقل میکند تا از آن استفاده کنند یا آن منطقه را برای کار دیگری به کار ببرند که به محیط زیست آسیب میرساند و مردم پیرامون آن ناحیهٔ آب روان را درگیر خشکسالی میکند، درحالیکه گروهی از افرادی که سود میبرند کاری مرتبط با پروژهٔ خود انجام میدهند. آنها به مردم، ساکنان اصلی نزدیک آن آب روان اهمیت نمیدهند و میگذارند به شیوههای گوناگون آسیب ببینند. آن پروژهها، اگر چنین پروژهٔ محرمانهای وجود دارد، باید متوقف شود، وگرنه کارمایی بسیار بسیار بد است. ممکن است در جهنم زاده شوید و شبانهروز از تشنگی رنج بکشید برای مدت بسیاربسیار بسیاربسیار طولانی، بیآنکه کسی قطرهای آب به شما بدهد و حتی شاید همزمان سوزانده شوید تا تشنهتر شوید. این شمارهٔ هفت بود. Photo Caption: "طبیعتِ باشکوه در حیاط خانه"











